آخرین پست سال 1392
شیطون بلای مامان
چند ساعت بیشتر تا سال تحویل نمونده ![]()
بابا رضا بردت حمام تا من آخرین جارو و بخارشور رو هم بکشم
دختر ملوسم این روزا سرم خیلی شلوغ بود یک هفته مامانی اومده بودن خونمون(برای عمل گوششون) و باعث خوشحالی ههمون مخصوصا فرشته کوچولوی خونمون شده بودن و خونه تکونی و خرید و ... و نشد زودتر بیام و برات بنویسم
دایره لغاتت خیلی بیشتر از قبل شده و تقریبا هر چیزی که بگیم رو تکرار میکنی حالا درست یا غلط
بعضی کلمات رو کلا ی چیز دیگه میگی و خیلی خوردنی صحبت میکنی .
ی دو هفته ای هم مریض بودی اسهال و بعدش عفونت ادرار و به دنبالش سرماخوردگی .من و بابا رضا کلیییییییی غصه خوردیم برات گلم .ایشالا دیگه هیییییییییچ وقت مریض نشی عزیزم .
دختر ناز مامان از خدا میخوام توی سال جدید تنت سالم و لبات خندون باشه و البتـــــــــــــــــه غذا خور بشی چون مامان کم مونده دیگه از دست بد غذاییت خــــــــــــــــل بشم
.
و از خدا میخوام تمام دوست و آشناهامون تنشون همیشه سالم باشه و به تمام خواسته هاشون برسن
امیدوارم عید با بوسه هایش . بهار با گل هایش . و سال نو با امید هایش بر تو ای فرشته ی من مبارک باشد .َ



آخرین پست سال 1392
